العلامة المجلسي

846

حياة القلوب ( فارسي )

يكديگر جدا مىشوند « 1 » . مؤلف گويد : از اين حديث وحديث سابق بر اين معلوم مىشود كه حضرت الياس مانند حضرت خضر عليهما السّلام در زمين است وزنده است تا زمان حضرت صاحب الامر صلوات اللّه عليه ، ومؤيد اين معنى است آنچه شيخ محمد بن شهرآشوب رحمه اللّه از طرق عامه روايت كرده است كه : روزى حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم صدائى از قلهء كوهى شنيد كه شخصي مىگفت : خداوندا ! بگردان مرا از امّت مرحومهء آمرزيده شده يعنى امّت پيغمبر آخر الزمان صلّى اللّه عليه وآله وسلم . پس آن حضرت به كوه بالا رفت ، ناگاه مرد سفيد موى را ديد كه قامتش سيصد ذراع بود ، چون آن حضرت را مشاهده نمود برخاست دست در گردن آن حضرت آورد وگفت : من سالى يك مرتبه چيزى مىخورم واين وقت طعام خوردن من است . ناگاه در اين وقت خوانى از آسمان فرود آمد كه أنواع طعامها در آن بود ، وحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم با أو از آن طعامها تناول نمودند . أو الياس پيغمبر بود « 2 » . به سند موثق از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : در زمان بني إسرائيل مردى بود كه أو را « اليا » مىگفتند وسركردهء چهارصد نفر از بني إسرائيل بود ، پادشاه بني إسرائيل عاشق زنى شد از جماعتى كه بت‌پرست بودند از غير بني إسرائيل پس أو را خواستگارى كرد ، زن گفت : به شرطي به عقد تو در مىآيم كه رخصت بدهى كه بت خود را بياورم ودر شهر تو آن را بپرستم ؛ پادشاه ابا كرد . چون مكرر در ميان ايشان مراسله شد وآن زن بغير از اين شرط راضى نشد ، پادشاه به شرط أو راضى شد ، زن را خواستگارى كرد وآن زن را با بتش به شهر خود آورد ، زن هشتصد نفر از بت‌پرستان را با خود آورد كه در شهر أو بت مىپرستيدند . پس اليا به نزد آن پادشاه آمد وگفت : خدا تو را پادشاه گردانيد ، عمر تو را دراز كرد و

--> ( 1 ) . تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام 19 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 180 .